X
تبلیغات
رایتل
داستانهای کوتاه یک نویسنده آماتور
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 21 آذر‌ماه سال 1383
تا ده سال دیگه هم اگه نمینوشتم هیچ اتفاق مهمی نمی افتاد

 
خیلی جالبه که یکی که اصلا نمیشناسیش و نمیدونی دختره یا پسر یا چند سالشه و کجا زندگی میکنه بهت ایمیل بزنه و فقط یه جمله بنویسه: آقا آپدیت! تو هم جواب بدی: نمیاد! و بعد اون جواب بده: یه شیشه روغن کرچک* بخور، زور بزن! میاد. بعد تو بنویسی بی تربیت! اونم بنویسه: مگه خودت پارسال تو وبلاگت ننوشته بودی تو به همون علتی می نویسی که خیلی ها می رن دستشویی! و بعد تو بفهمی که یک سال ونیمه که وبلاگتو میخونه بدون اینکه کامنت بذاره و یه جای دور زندگی میکنه و از طریق نوشته هات خیلی از دوستاتو به اسم میشناسه و میدونه که کافه بلاگ بسته شده و خیلی چیزای دیگه که خواهر مادرتم نمیدونن رو راجع به تو میدونه.
خلاصه ما یه چند وقت نبودیم. به قول بچه ها دپ زده بودیم*. یا یکی از اونم باحال تر می گفت:چیه؟ نوستال زدی*؟
یه مطلب خوب دارم آماده می کنم بنویسم. جریانش اینه که یه بابای خیلی مایه دار( وقتی می گم خیلی یعنی خیلی، تو این تریپا که هتل تو دبی بسازه و این حرفا) با یه دختر خیلی خوشگل ( وقتی میگم خیلی یعنی خیلی، تو این تریپا که همین یارو هتل داره واسه تولدش یه موسو *بهش کادو بده) که نصف سنش رو داره دوست میشه. بعد به دختره شک میکنه و ادامه ماجرا...
این مطلب رو میتونین تو پست بعدی بخونین. تا دفعه بعد هم هر کی تونست حدس بزنه که آخرش چی میشه یه جایزه میگیره. جایزه اش هم سی دی ام پی تری صدای ماهیه(ماهی=فیش).
ولی فعلا فقط یه جمله فلسفی بگم که دستاورد این مدت کنج عزلت نشینی و سر در جیب اندرون فرو بردنمه:
اینو خوب میدونستم که وقتی از کسی خوشم میاد حتی از آب خوردن تو لیوانی که اون باهاش آب خورده لذت می برم. اما چیزی که تازه فهمیدم اینه که وقتی از کسی بدم بیاد حتی از ریدن تو توالتی که اون توش ریده متنفرم.


واژه نامه:( چون بعضیا از این بخش خوششون اومده از این به بعد در همه پست ها میذارمش)


روغن کرچک:لوبریکانت، روغنی خوراکی که برای درمان یبوست به کار میرود.
دپ زدن: چت کردن، افسرده شدن، دپرس شدن.
نوستال زدن: به یاد گذشته وق زدن، دچار غم جانکاهی بودن، نوستالژی نمیدونم چی چی.
موسو: معنای اول:گوته باخ!توضیح فارسی: اگر بعد از آن علامت تعجب باشد به لهجه مازندرانی یعنی کونو! در مواردی که کسی باسن بزرگ یا جذابی داشته باشد به کار میرود: مثال:
نفر اول: ببین ! جنیفرلوپز که میگن اینه ها!
نفر دوم:( با لهجه شمالی) اوووووه پدر سوخته، موسو!
معنای دوم: یک خودروی دو دیفرانسیل کره ای با قلب تپنده مرسدس بنز و قیمت تقریبی چهل میلیون تومان.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 466000


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها