X
تبلیغات
رایتل
داستانهای کوتاه یک نویسنده آماتور
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 7 دی‌ماه سال 1382
....چایی رو سر میکشی و مینویسی:
حالت گرفته است و دنبال بهونه می گردی تا خودتو گم و گور کنی یه گوشه و بچپی تو خودت.
نمیدونی حرستو سر کی خالی کنی.
یه خورده به خودت گیر میدی که این چه وضع زندگی کردنه.چرا صبحها دیر میری سر کار. چقدر کارای عقب افتاده داری. برای چی بیخودی سر یه موضوع بچه گانه جون عزیزاتو قسم  میخوری؟
بعد میندازی تقصیر روزگار که دوره و زمونه گندی شده. به هر کی برمیخوری اولش دو سال طول میکشه بهش ثابت کنی که نمیخوای دودره اش کنی، بعدش هم معلوم نیست کی زنده کی مرده.

سی دی هارو زیر و رو میکنی. خودتم نمیدونی دنبال چی میگردی. یکی رو که نمیدونی چیه میذاری. تا صداش در میاد خاموشش میکنی.
یه نگاه به مطلب چلچراغ در مورد کافه میندازی. یه لبخند میزنی و پرتش میکنی رو میز. 
 گیر میدی به حکومت. میگن آزمایش اتمی بوده. چه راست باشه چه دروغ فرقی نمیکنه. مگه آمریکاییا خودشون همواپیما رو نکوبیدن تو برج؟ برای یه حکومت جون پنج هزار نفر ارزشی نداره. پنجاه هزار نفر چی؟
کسی که یه نفر رو کشت صد هزار تاش هم میتونه.

دراین دوره  دانشمندان بسیاری از کشور گریختند . بسیاری از آثار تاریخی بر جای مانده، ویران شد یا به تاراج رفت. دختران ایرانی زیور بستر اعراب حاشیه خلیج شدند. و....
چه فایده داره تو تاریخ اینا رو بنویسن.

میخوای به بصیر بگی برات چای بیاره. ولی خودت پا میشی میری میریزی.
کانکت میشی. ۲۲ تا کامنت. ۳ تاش جدیده. آمارشو همیشه داری.
سپینود.  باهاش موافقی. ولی به خودت میگی برای تریپ کافه خوب نیست. باید با مازیار و هومن صحبت کنی.خیالت راحت میشه که نباید تنهایی تصمیم بگیری.
بعدم کامنت محسن. 
دلت میخاد یه چیزی بنویسی.
روزنامه شرق رو یه جوری که عکس روش معلوم نباشه تا میکنی ، چایی رو سر میکشی و مینویسی:
حالت گرفته است و دنبال بهونه میگردی .... 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 466063


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها