X
تبلیغات
رایتل
داستانهای کوتاه یک نویسنده آماتور
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1382
راهکارهای جلوگیری از جرم و جنایت در جامعه اسلامی.قسمت ۱۲۶، زندان
خیلی ساده است.
فکرشو بکنید... یه شب با برو بچ جمع شدید .یه اینترنت نامحدود مجانی هم دارید.
بعد از اینکه دو سه ساعت حسابی همه جای دنیا رو زیر و رو میکنید (و اگه به سایتهای سکسی سر زده باشید که حتما اینکارو کردید خودتون هم دو سه بار زیر و رو  میشید)حوصله تون سر میره.
به فکرتون میزنه یه سایتی رو حک کنید. از یه وبلاگ که به نظرتون نویسنده و مطالبش مسخره اس شروع میکنید.
اولش به نظر سخت میاد. ولی یه نتایجی به دست میارید که امیدوارتون میکنه.
شب بعد هم همین برنامه رو با بچه ها میچینید.
حسابی خوشتون اومده!
...
چند شب میگذره.
به فکر یه کار تازه و باحال می افتید.
مثلا سایت دانشگاه.
پسر عجب حالی میده.
صفرا رو بر میدارید و به جاش بیست میذارید. نه ! بیست خیلی تابلوه. پونزه (پانزده) خوبه.
...
خب تو هر جمعی یه نفر هست که نسبت به بقیه خلافیسیته اش بالاتره. اما از اونجاییکه در یک جامعه ارزشی بزرگ شدید و شدیدا نسبت به مادیات بی علاقه هستید اول پیشنهاد رو رد میکنید. 
دو سه شب بعد یهو می بینید تو سایت یه بانک گردن کلفت هستید.
چند بار ابر بالا سرتونو که توش شمایید و یه الگانس و یه ویلا تو شمال و ... با دست پخش و پلا میکنید. ولی بالاخره دووم نمیارید و .....
...
شما ممکنه یه کامپیوتریست حرفه ای باشید ولی یه دزد حرفه ای نیستید. پس سه سوت ثانیه بعد و احتمالا موقعی که نتونستید جلو خودتونو بگیرید و پولایی رو ریختین تو حسابتون یا هر جور دیگه ای دستتون اومده خرج نکنین گیر میافتین.
.. و موقعی که دستبند به دست میبرتون آگاهی تازه فهمیدید چیکار کردید.

ولی غصه نخورید. شما تازه اول راهید. تو این دوسه سالی که اون تویید با کلی دزد حرفه ای آشنا میشید و کلی چیز یاد میگیرید. وقتی دراومدید هم یه کامپیوتریست حرفه ای و هم یه دزد حرفه ای هستید و ایندفعه دیگه عمرا گیر بیافتید!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 466018


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها