X
تبلیغات
رایتل
داستانهای کوتاه یک نویسنده آماتور
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 12 مهر‌ماه سال 1382
غروب پاییز و هوایی که یه نمه نمدار باشه با نیمساعت مجال برای وب بازی.
حال میده ، نه؟
حیف که اینترنت شرکت مال پارس آنلاینه و به بر و بلگ ( به فتح باء به معنی بر و بچه های وبلاگ نویس) پرشین بلاگ نمیتونم سر بزنم.اگه پرشین بلاگ بهم اینترنت مجانی بده برمیگردم تو همون خونه ییلاقی بنویسم.اونجا آرشیوش هم درسته. تازه ضایع هم هست ما خودمون کارت اینترنت پرشین بلاگ بفروشیم و اونام تبلیغ مارو بکنن اونوقت تو بلاگ اسکای بنویسیم.نه؟

یه خبر باحال!!
پریروز تو خیابون علیرضا دبیرو دو سه تا از بچه های تیم ملی رو دیدم. در واقع نصف تیم ملی تو یه پژو ۲۰۶. نمیدونم اینهمه آدم چه جوری اون تو جا شده بودن!
آقا مام بچه تیز!! سریع تو ترافیک با آرتیست بازی گرفتم بغلشون و یه دسته کارت کافه ریختم تو ماشین. همین که کارتا رو دیدن یکیشون که عقب نشسته بود گفت : آره آره شنیدم. بعد به دبیر گفت علی حتما بریم خیلی تعریفشونو شنیدم.
آقا مارو میگی تو ...مون عقد و عروسی و حنابندون و پاتختی و حموم زایمون و .... همه یه جا برگزار شد.
مایه اش هم ۵۰۰۰ تومن جریمه پلیس بود که می ارزید.

خلاصه کافه بلاگ داره جهانی میشه.
یه سری بزنید شاید امشب جنیفر لوپز کافه باشه!!!

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 466000


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها