X
تبلیغات
رایتل
داستانهای کوتاه یک نویسنده آماتور
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1382
برای چی؟

کاش شما هم بودید و می دیدید که یه نفر چطور میتونه تو نیم ساعت از این رو به اون رو بشه. از یه لبخند تا بناگوش باز تا نم بغضی که خیلی راحت میشه ببینیش هرچقدر هم که طرف از جونش مایه بذاره که کسی نفهمه.
وقتی منیرو بهشون گفت داستانتون برای مجموعه داستان کولیها انتخاب شده ،باور کنید راست میگم شاید چند سال بود خوشحالی یه نفر رو اینجوری ندیده بودم.شاید هم ایراد از منه که زل میزنم تو چشمای مردم . یه خانمی به نام مهناز داستانی خوند به نام حیدر و یه اقایی که متاسفانه اسمش یادم نیست داستانی رو به نام مراد دهنده. سر دومی که من اگه یه کم شل میدادم اشکم قلپی میزد بیرون.از هر دوتا خوشم اومد.البته شاید من دلم نخاد اینجوری بنویسم ولی اونا دلشون خواسته بود و نوشته بودن. شاید هم به همین خاطر لیلی فرهاد پور بهم گفت که خیلی مثبتم. خنده ام گرفت.من مثبتم؟ بعیده. ولی اگه اظهار نظر مثبتی کردم به خاطر اینه که چیزی تو چنته ام نیست. هر چی فکر کردم آیا واقعا من میتونم مثل این دوتا بنویسم یا نه، دیدم هیچ معلوم نیست.شاید بد نباشه هر کی خواست راجع به نوشته کس دیگه نظر بده نوشته خودشو مثل من بگیره تو دستش .

ایندفعه از همیشه شلوغتر بود .شاید قضیه جایزه کار خودشو کرده باشه.به هر حال شاید بشه اینو به فال نیک گرفت!
اظهار نظرات که شروع میشد یواش یواش اون لبخند تا بنا گوش باز محو میشد و به جاش یه چیز خیلی بد که حتی من پررو دلم نمیخواست تماشا کنم پیدا میشد.
اونکه از همه توپ! تر بود میگفت از نظر کرونولوژیک ایراد داره. کتابش هم دستش بود.نقد نمیدونم چی چی گلشیری.خیلی های دیگه هم خوششون نیومد.ولی هیچ کس نمیگفت من خوشم نیومد.میگفت خوب نیست.فکر کنم بین این دوتا خیلی فرق باشه.
یه پسر لباس سفید دور ما هی میچرخید . دوروبر ۱۸ سالش بود..وقتی منیرو بهش گفت تو هم نظرتو راجع به داستانی که خونده شد بگو، گفت ببخشید من نویسنده نیستم من مردمم!! آخر سرهم پول میز ها رو حساب کرد و رفت.
موقعیکه همه صحبت میکردن همه اش تو این فکر بودم که داستان خودمو طوری اصلاح کنم که نشه این ایرادارو ازش گرفت.  
ولی آخرش تو ماشین به خودم گفتم پسر یادت نره دنبال چی بودی.یادت نره برای چی میای تو این جلسات .اصلا یادت نره که برای چی و کی میخای بنویسی.برای مردم یا برای منیرو! *


* منیرو در این نوشته یک اسم عام است!


نظرات


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 466000


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها