X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
داستانهای کوتاه یک نویسنده آماتور
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1382
بازار وبلاگ و وبلاگ بازار

فرض اول: شما یک بیزینس من هستید.
فرض کنید شما محصولی به نام وبلاگ عرضه می کنید.
طبیعی است که دلتان نمیخواهد روی دستتان باد کند. پس باید مشتری داشته باشید.
این راهم در نظر بگیرید که هر محصولی مشتری خاص خودش را دارد. مثلا مشتری پفک بچه ها هستند(بماند که من خودم هم چی توز طلایی دوست دارم).
اگر ماتیک تولید کنید مشتری شما خانم ها هستند(البته جسارتا این هم استثنا دارد)
و هر محصول دیگری که در نظر بگیرید.
اگر شما لوازم آرایش عرضه کنید نباید آنرا در بیلبورد کنار یک باشگاه ورزشی مردانه تبلیغ کنید.
اگر هم هیچ مردی برای خرید به شما مراجعه نکرد طبیعی است که نباید ناراحت شوید.
و شما مختارید که  محصولی را که دلتان میخواهد عرضه کنید.
پس این شما هستید که مشتری را انتخاب می کنید. نه مشتری شما را.
فقط کافی است بتوانید آنرا به مشتری واقعیتان یک بار نشان دهید. حتما خریدار دارید. البته به شرط اینکه محصولتان کیفیت قابل قبولی داشته باشد.
فرض دوم:شما یک نویسنده هستید:
شما می نویسید نه برای دیگران و نه برای مشتری . بلکه چون نوشتن به روح شما آرامش می دهد.
در واقع شما می نویسید به همان علتی که یک بیزینس من برای راحت شدن به دستشویی میرود!
البته بدتان هم نمی اید که دیگران بدانند و بخوانند چون اولا دلتان نمی خواهد خودتان را قایم کنید ثانیا ارتباط برقرار کردن با مردم یکی دیگر از نیاز های شما را برطرف می کند.

شما جزو کدام دسته هستید!
اول ، دوم ،هردو یا هیچکدام؟
در این نظر خواهی شرکت کنید.
به برنده اگر خانم باشد یک دستگاه پلوپز پارس خزر جهت جاهاز! و اگر آقا باشد یک عدد چوب اسکی جهت تریپ اهدا می شود.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 466126


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها